چطوری میخواین با نفرین مردم زندگی کنین؟!!واقعا ارزششو داره؟!!اگه الان یقتونو نگیرن بالاخره یه وقتی میگیرن....امیدوارم یه روزی صدای تک تک نفرینایی که شدین تو گوششتون بپیچه تا بفهمین واقعا ارزششو داشت یا نه!!
چطوری میخواین با نفرین مردم زندگی کنین؟!!واقعا ارزششو داره؟!!اگه الان یقتونو نگیرن بالاخره یه وقتی میگیرن....امیدوارم یه روزی صدای تک تک نفرینایی که شدین تو گوششتون بپیچه تا بفهمین واقعا ارزششو داشت یا نه!!
اون مشکلم بعد چندوقت رفع شد ولی هنوز اب خوش از گلمونو پایین نرفته بود بقیه اومدن دنبالشو گرفتن انگار تمومی نداره...
الانم فقط میتونم بگم:
دست مریزا با این عدالت!!امیدوارم اونایی که دم از عدالت میزنن همچین عدالت بزنه به کمرشون که ناعدالتی زد به کمر خیلیا..
سلام از فریدون
http://www.4shared.com/audio/fGjA8W0e/Fereydoun_-_Lost_Memories__-_0.htm
وقتی مشکل دارن میشن رفیق جون جونی ولی وقتی گرفتاری زنگ نمیزنن یه حال کوچیک ازت بپرسن!!!بعضیاشون هم که زیر ابتو میزنن...کاش زودتر همه چی تموم بشه تا از خجالتشون در بیام

نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني که گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد ، نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم ، چو گدا بر سر راهي
کس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهي
امام رضا روز تولدت از ته دلم خواستم همه چی تموم شه...مدیرمون گفت از ته دلتون بخواید مطمئن باشین روتونو زمین نمیندازه منم از ته دلم خواستم رومو زمین ننداز....اگه به نظرت از ته دلم نبوده ولی الان است دارم از ته ته دلم میخوام ازت که همه چی رو تموم کنی....نزار بیشتر از این طول بکشه خیلی سخته....
اگه این طور ادامه پیدا کنه چی میشه؟!اگه همه چی خوب تموم نشه چی؟!میدونم که مامانم دق میکنه میدونم که دیگه نمیتونم مثل همیشه اکه ناراحتم از بقیه قایم کنم دیگه نمیتونم شاد باشم دیگه نمیتونیم شاد باشیم....خدایا یکی حرف دل گرم کننده میزنه و یکی مثل امشب میگه اوضاع خوب نیست...به امید کدوم باشیم؟!ای کاش حداقل تکلیفومن مشخص میشد..بی خبری خیلی بدتر از بدخبریه.....
خدایا شاید ادم خوبی نباشم میدونم که نیستم ولی مطئنم اون هست خدایا تو که از رگ گردن نزدیکتری کمکش کن...نزار دیگه صداش اینجوری باشه نزار دیگه گریه کنه نزار بد ببینه ...
یادمه تو ادبیات داشتیم اکه بنده گناهکارت ازت کمک بخواد از روی برمیگردونی اگه بازم صدات کنه بهش توجهی نمیکنی ولی وقتی با گریه و زاری صدات میزنه جوابشو میدی خدایا من این چند با گریه صدات کردم بازم صدات میکنم جوابمو بده....
میترسم هر موقع مامانم بیاد تو اتاق ببینه دارم گریه میکنم اون وقت حالش بدتر میشه نمیخوام منم بشم یکی دیگه از نگرانیاش...
خدایا به امید تو...
سن ۱۸ سالگی رو خیلی دوست دارم ولی دیروز واقعا از ته دلم میخواستم که ۱۸ سالم باشه
جلسه ی قبل وسط بسکتبال با دوستم کلاس رو پیچوندیم و رفتیم بعد دیروز معلم بهم میگه کجا بودی؟!من مسئول شماهام اگه چیزی بشه باید به والدینتون بگم...واسه اولین بار خیلی میخواستم ۱۸ سالم باشه که بگم به کسی ربط نداره..همش میگفت باید جواب والدینتون رو من بدم و شما دست من سپرده شدید...وااای داشتم تا مرز دیوونگی میرفتم
...........
فقط یه سال تا ۱۸ سالگی مونده![]()
امروز یکی از دوستام زنگ زده بود و شروع کرد واسم فیلم تعریف کردن منم حوصله گوش کردم نداشتم شروع کردم تو نت گشتن وسط حرفای اونم همش اهان..خب..اا... میگفتم که یعنی گوش میکردم
بعد یهو تلفن قطع شد دوباره زنگ زد گفت خب تا کجاش گفتم یادم نیست...من اینطوری شدم
اخه گوش نکرده بودم چی میگه اخرش هم فهمید گفت تو اصلا گوش کردی؟؟؟!!!![]()
منم بسی ضایع شدم![]()
![]()